محمد تقي جعفري

155

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

حرارت انسانى ترا مىستاند و بجايش سردى و بىاعتنايى به عقل و وجدان را به شما مىدهد ، مانند كسى كه روى سنگ سردى بنشيند . گرمى او را مىگيرد و سردى خود را به او منتقل مىسازد . آن روح الله مسيح واقعاً ترس و بيمى از احمق نداشت كه فرار كند ، او از اين قبيل عوارض در امن و امان بود ، بلكه او با گريختن از احمق مىخواست ما آدميان را تعليم بدهد . ايمنى عيسى عليه السلام از آفات انسانى آن اندازه بود كه ايمنى خورشيد درخشان از سردى همه آفاق .